ماریا رجیریرو در سال 2013 میلادی مقاله ای را با عنوان: در مورد منشاء ، گسترش سریع و تنوع ژنتیکی آمریکایی های بومی از شکارچیان تا کشاورزان بر اساس مطالعه هاپلوگروپ Q از کروموزوم Yمنتشر کرد:
On the Origins, Rapid Expansion and Genetic Diversity of Native Americans From Hunting-Gatherers to Agriculturalists 2013
روند مهاجرت که گونه های انسانی را به قاره آمریکا آورده است به سه مرحله تقسیم می شود: اولین مرحله مهاجرت در شمال سیبری است که قدمت آن در حدود 40000 سال پیش است ، از منطقه Altai تا Beringia. سپس شرایط آب و هوایی پیشروی مردان را برای حدود 15000 سال در برینگیا مسدود کرد. مرحله آخر شامل ورود به آمریکا از برینگیا است. این جنبش به سمت جنوب احتمالاً با گرم شدن کره زمین در حدود 12.500 سال پیش تسهیل شده است. پیشرفت های زیست شناسی مولکولی و همچنین دانش پیشرفته در باستان شناسی ، زبان شناسی و paleo-climatology در سالهای اخیر این دیار را روشن کرده است.
مطالعه حاضر شامل چندین جمعیت آمریکای شرقی و آسیای شرقی: 3 منطقه از جمهوری تووا در آسیای میانه ، 2 منطقه از منطقه شمال شرقی سیبری و مایاها یوکاتان و گواتمالا. در مجموع 293 نمونه از این 7 منطقه مورد مطالعه قرار گرفت: 146 از جمهوری تووا ، 32 مورد از شمال شرقی سیبری ، 72 نفر از یوکاتان و 43 از گواتمالا. نتایج حاصل از مطالعات قبلی نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد نمونه هاپلوگروپ Q در جدول زیر آورده شده است:

بدین ترتیب 24 نمونه از 146 نمونه هاپلوگروپ Q در جمهوری تووا ، 9 مورد از 32 مورد در شمال شرقی سیبری ، 56 نمونه وجود دارد. از 72 مورد در یوکاتان و 39 از 43 در گواتمالا.
8 نشانگر مورد مطالعه قرار گرفت. فراوانی آنها در جمعیت های مختلف در زیر آورده شده است:

توزیع جغرافیایی این نشانگرهای مختلف در زیر آورده شده است:
L54 شایع ترین SNP در جمهوری تووا است ، در حالی که M3 در میان مایاها و در شمال تسلط دارد. سیبری شرقی MEH2 فقط در شمال شرقی سیبری حضور دارد. تجزیه و تحلیل هاپلوتیپ های مختلف نشان می دهد که بیشترین تنوع در شمال شرقی سیبری یافت می شود و به دنبال مایاها.
تجزیه و تحلیل چند بعدی بر اساس فاصله ژنتیکی باعث می شود جمعیت های آسیای میانه که کمترین تنوع را دارند ، به طور واضح تمایز قائل شود:
تخمین زمان همسان شدن هاپلوگروپهای مختلف با میزان تکاملی جهش ژویوتوفسکی و میزان جهش ژنتیکی Goedbloed انجام شد:
میانگین جهش تبارشناسی نتایج 3 برابر جوانتر از میزان جهش تکاملی را نشان می دهد. بطور کلی نرخ تبارشناسی بیشتر با داده های باستان شناسی مطابقت دارد. با این حال ، برخی گفته اند که میزان شجره نامه بیشتر مربوط به داده های اخیر با تنوع کم است ، در حالی که سرعت تکاملی بیشتر مربوط به داده های قدیمی تر با تنوع بیشتر است. قدیمی ترین زمان انسجام برای کل هاپلوگروپ Q در شمال شرقی سیبری (11،090 +/- 2790 سال) واقع شده است ، و در آمریکای شمالی در میان Purepecha (11،270 +/- 3،740 سال) و Pima (10،870 +/- 5،250 سال). برای SNP M3 ، قدیمی ترین تاریخ ها مربوط به Nahuas آمریکای شمالی است (11450 +/- 2،810 سال). بنابراین ، جهش Q-M3 اندکی پس از ظهور Q-L54 اتفاق افتاد. این ایده از جداسازی نخستین جمعیت آمریکایی ایجاد سناریوی جمعیتی را پشتیبانی می کند که از بخش های مختلفی از رانش های ژنتیکی ناشی از تنگناها و تأثیرات بنیادی حمایت می کند. تنوع پایین هاپلوگروپ Q در آسیای میانه احتمالاً نتیجه تأثیرات بنیانگذاری و به دنبال آن جهش ژنتیکی ناشی از سبک زندگی عشایری است. همچنين ممكن است كه اين امر به دليل وقايع دموگرافيك اخير باشد كه چشم انداز ژنتيكي اين منطقه را اصلاح كرده است ، يا به سادگي به اثرات نمونه برداري کم. غلبه و همه گیر بودن SNPبومی M3 با یک رویداد مهاجرتی قبل از هولوسن منسجم است. زمان نزدیک به همبستگی بین L54 و M3 نشان می دهد که جمعیت قاره آمریکا سریع بوده است. ترتیب توالی کامل بالیو-اسکیمو فرهنگ ساقاق ، مربوط به 4000 سال پیش ، از سوی دیگر ، نشانگر مهاجرت اخیر در حدود 5 هزار و 500 سال پیش بین شمال شرقی سیبری و قاره آمریکا است.تنوع زیاد در هاپلوگروپ Q-M3 حاکی از افزایش شدید جمعیت آمریکا است که احتمالاً به دلیل ظهور نوسنگی بین سالهای 2000 تا 1000 قبل از میلاد است. بنابراین جمعیت مایاها در دوره کلاسیک در حدود 750 میلادی حداکثر است.